نکته: این مقاله در زمانی که ارزش دلار آمربکا در ایران حدود 18 هزار تومان بوده نوشته شده لذا بعضی از پارامتر های موجود در مقاله ممکن است از اهمیت کمتری در زمان حال (قیمت دلار آمریکا حدود 10 هزار تومان) برخوردار باشد.
نویسنده: عمار قاسمیان عزیزی
افزایش قیمت ارز، تهدید یا فرصت؟
بر کسی پوشیده نیست که افت ارزش واحد پولی هر کشوری، ضربه ای سهمگین بر پیکره ی اقتصاد آن جامعه است. بخصوص اگر وابستگی وارداتی در آن کشور زیاد باشد. حتی بسیاری از صنایع تولیدی نیز به دلیل وابستگی قابل توجه به واردات مواد مورد نیاز خود، تحت تاثیر قرار گرفته و بعضا در مواردی خبرهایی مبنی بر تعطیلی فعالیت برخی از این تولید کنندگان به دلیل عدم مقرون به صرفه بودن تولید با توجه به افزایش قیمت دلار و در نتیجه افزایش بهای تمام شده ی محصول تولیدی به گوش میرسد. در اینگونه موارد، صنایع تولیدی به شدت نیاز به حمایت های خاص و برنامه ریزی شده ی علمی از جانب دولت داشته تا سهم تولید در کشور حفظ شود و همچنین با جلوگیری از تعطیلی این واحد ها، از افزایش میزان بیکاری نیز جلوگیری گردد.
شکی نیست که افت وضع اقتصادی و از طرفی افزایش میزان بیکاری ، میتواند تبعات اجتماعی و یا سیاسی جبران ناپذیری را در جامعه ی کشورهای جوان به دنبال داشته باشد. لذا توجه به این موضوعات و تلاش برای بهبود اوضاع امری ضروری و لازم الاجراست.
نویسنده ی این نوشتار معتقد است که می توان با برنامه ریزی های مدون و علمی، تهدید افت ارزش واحد پول ملی کشور را در عرصه ی پتروشیمی و واحد های پائین دستی آن ، تبدیل به فرصتی برای افزایش میزان سرمایه گذاری خارجی کرد ( بخصوص سرمایه گذاری های خرد در واحد های کوچک و متوسط ) و در نتیجه افزایش اشتغال و بهبود وضعیت اقتصادی را موجب شد.
کاملا مشخص است که برای اجرای هر پروژه ای ، انجام مطالعات فنی و اقتصادی و در نهایت ارزیابی آن پروژه بخصوص از منظر نرخ بازگشت سرمایه، مسئله ای اجتناب ناپذیر است. در نسخه ی شماره ی یک از مجله ی تولید مقاوم، مقاله ای تحت عنوان 10 الزام کلیدی در انتخاب یک طرح در سطح ملی و یا کار آفرینی شخصی ، با تمرکز بر صنعت پتروشیمی و محصولات شیمیایی، توسط نویسنده ی همین مقاله نوشته شده که مرور آن می تواند مکملی بر این نوشتار باشد.
در ارزیابی اقتصادی پروژه ها و تحلیل های مالی مربوطه، توجه به سه مورد از اصلی ترین موارد، که در ذیل به آنها اشاره شده است ، ضروری است:
- برآورد فروش سالانه ی واحد تولیدی
- اطلاعات مربوط به سرمایه گذاری طرح، شامل هر دو بخش سرمایه گذاری ثابت و در گردش
- هزینه های مربوط به استهلاک، تعمیر و نگهداری
محاسبه ی میزان برآورد فروش سالانه، امری ساده بوده و حاصل ضرب میزان تولید و قیمت فروش محصول (معمولا بصورت میانگین) است. حتی محصولات جانبی تولید شده ( Byproducts ) و سود حاصل از فروش آنها را نیز می توان در این بخش محاسبه نمود.
در بررسی میزان سرمایه در گردش مورد نیاز، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
- مقدار و ارزش مواد مصرفی اولیه (خوراک)
- میزان یوتیلیتی های مورد استفاده (شامل: برق ، آب کولینگ، آب فرآیندی، سوخت (گاز و ...) ، بخار ، و سایر)
- هزینه ی نیروی انسانی و خدمات
برای محاسبه ی میزان سرمایه گذاری های ثابت نیز موارد ذیل حائز اهمیت می باشند:
- میزان هزینه ی تجهیزات فرآیندی واحد و تاسیسات جانبی و سایر متعلقات
- هزینه ی تاسیسات و ساختمان های عمومی
- هزینه ی وسایل حمل و نقل
- هزینه ی لوازم و اثاثیه عمومی
- هزینه های قبل از بهره برداری شامل هزینه های مطالعات اولیه و هزینه های مربوط به آموزش و بهره برداری مقدماتی
- هزینه های زمین و محوطه سازی
برخی از موارد فوق الاشاره می توانند برای یک سرمایه گذار خارجی در ایران دارای اهمیت خاص باشند بطوری که طرح مورد بررسی توسط سرمایه گذار خارجی از لحاظ نرخ بازگشت سرمایه بسیار توجیه پذیر گردد و ایران را بهشت سرمایه گذاری خارجی گرداند.
موارد ذیل از میان موارد فوق الاشاره انتخاب شده اند و از منظر کاهش ارزش پول ملی، مورد تحلیل قرار گرفته اند:
- مقدار و ارزش مواد مصرفی اولیه (خوراک ها):
هرچند که بسیاری از مواد و بخصوص کاتالیست های مورد نیاز تولید کاملا خارجی بوده و وارداتی می باشند ولی حدود 99% از خوراک یک پتروشیمی مشتقاتی است که در داخل کشور وجود دارد (بجز موارد خاص که خوراک اصلی و یا یکی از خوراک های اصلی کاملا وارداتی است). فرض کنید که با اعمال سیاستی درست و منطقی، ایران نرخ خوراک را برای سرمایه گذاری خارجی معادل 80-90 % قیمت ارز آزاد محاسبه کند. در حال حاضر با توجه به قیمت فروش خوراک با نرخ ارز دولتی که کمتر از 40% از قیمت ارز آزاد است می توان این تخفیف ویژه را یک برد تمام عیار برای دولت دانست و سرمایه گذار خارجی نیز آنرا یک امتیاز بسیار ویژه برای خود می داند.
توجه شما را به گازهای در حال سوخت در فلر های کشور جلب میکنم که بنابر گزارش بانک جهانی در سال گذشته تقریبا معادل 4 میلیارد دلار بوده است. با فرض اعمال تخفیف حدود 25% برای سرمایه گذار خارجی، حدود 3 میلیارد دلار از این گاز در حال سوخته شدن به چرخه ی مالی کشور تزریق می شود (لطفا به مسائل زیست محیطی و هزینه های ناشی از آن نیز دقت شود). حتی می توان بسته های تشویقی به شرکت های سرمایه گذار پیشنهاد داد که در صورت سرمایه گذاری و جمع آوری این گازها میتوانند تا مدتی خوراک را بصورت رایگان دریافت کنند به شرطی که بعد از استهلاک هزینه های سرمایه گذاری توسط خوراک رایگان، تجهیزات نصب و راه اندازی شده به ایران واگذار شده و بعد از آن تنها از بسته ی تشویقی تخفیف در خوراک به میزان اختصاص یافته مثلا 25% بهره برده شود. همانگونه که اشاره شد این تاکتیک حداقل سالانه 3 میلیارد دلار به سرمایه داخلی کشور می افزاید و نباید فراموش کرد که حجم این گازهای در حال سوخت در فلر های کشور هر ساله بیشتر می شود. ایجاد شغل های مستقیم و غیر مستقیم بواسطه ی اجرای این طرح را نیز نباید نادیده گرفت.
حتی برای واحد های پائین دستی می توان قیمت خوراک را کاهش داد. به عنوان مثال فرض کنید قیمت فروش یک محصول پلیمر ایرانی در اروپا معادل 1000 $/MT باشد. اگر حدود 100 $/MT هزینه های حمل و سایر تا اروپا در نظر گرفته شود، در واقع یک شرکت پتروشیمی از فروش محصولش 900 $/MT پول دریافت کرده است. حال فرض کنید ایران در بسته ی تشویقی خود اعلام کند که خوراک برای صنایع پائین دستی خارجی راه اندازی شده در ایران معادل 950 $/MT است. در این حالت هم ایران معادل 50 دلار به ازای هر تن سود کرده است و هم سرمایه گذار خارجی به همین میزان سود برده و خود را در یک بهشت سرمایه گذاری می بیند. لازم به ذکر است تمامی این عدد و رقم ها را می تواند به فرمول های قیمتی جهانی تبدیل نمود و از آن به عنوان فرمول تخفیفی قیمتی برای سرمایه گذاران خارجی نام برد و به سرمایه گذاران ارائه کرد.
- میزان یوتیلیتی های مورد استفاده:
هزینه های بسیار بالای یوتیلیتی در سایر کشورها و از طرفی افزایش قیمت ارزهای خارجی در کشور و از طرفی بهای فروش بسیار پائین انرژی ها در کشور باعث می شود که پیشنهاد قیمت انرژی معادل 50% قیمت مورد استفاده در "کشور مبدا سرمایه گذار" ، یک بسته ی تشویقی فوق العاده و یک درآمد زایی ارزی و گران فروشی قابل توجه (نسبت به ارزان فروشی در داخل) برای صنایع تولیدی انرژی کشور باشد. با مراجعه به آمار و ارقام مربوط به بهای انرژی در کشور و همچنین انجام محاسبات مربوط به 50% از بهای فروش انرژی در سایر کشورها، می توان به سادگی میزان درآمد بیشتر برای دولت و میزان تخفیف تشویق کننده برای سرمایه گذار خارجی را محاسبه کرد.
- هزینه ی نیروی انسانی و خدمات:
افزایش قیمت ارز باعث شده است که حقوق نیروی کار در داخل کشور از دیدگاه بین المللی بسیار کم بوده و این پارامتر به عنوان یک پارامتر اصلی و موثر در نرخ بازگشت سرمایه محسوب گردد (بویژه برای پروژه هایی که در خارج از کشور انجام میشوند، چرا که به شدت تحت تاثیر دستمزد نیروی کار بالا قرار دارند).
این مسئله بخصوص برای پروژه های صنایع پائین دستی که میزان سرمایه گذاری کم ولی اشتغال زایی بالایی دارند، اثر بیشتری داشته و میتواند این موضوع را به عنوان یک بسته ی تشویقی خاص برای سرمایه گذار خارجی دانست. بخصوص اگر واحد تولیدی در منطقه ی آزاد تجاری واقع شده باشد در آنصورت تولید کننده ی خارجی اجازه دارد برای موادی که برای تولید وارد میکند و سپس به یک محصول صادراتی تبدیل شده و صادر می گردند ، معاف از هزینه ها و تعرفه های گمرکی وارداتی باشد و اجازه دارد که محصول تولیدی را بدون هزینه اضافه صادر کند که با وجود میزان دستمزد کم پرسنل می توان به سادگی مشاهده کرد که چه میزان اثر مثبت بر روی نرخ بازگشت سرمایه دارد.
- هزینه ی تاسیسات عمومی و ساختمان های عمومی:
با گرانتر شدن نرخ ارز، میتواند دید که هزینه های ساخت تاسیسات عمومی و ساختمان های عمومی در ایران از دید یک سرمایه گذار خارجی، به چه میزانی کاهش یافته و این موضوع تاثیر مثبت قابل قبولی بر روی نرخ بازگشت سرمایه می گذارد.
- هزینه های زمین و محوطه سازی و سایر:
با توجه به اهمیت استراتژیک احتیاج کشور به جذب سرمایه میتوان زمین های موجود در کشور را که به لطف پهناور بودن کشور بسیار فراوان است را بصورت رایگان در اختیار سرمایه گذاران قرار داد. این مسئله در کوتاه مدت برای کشور هزینه داشته ولی در دراز مدت اثرات مثبت سود اقتصادی ناشی از سرمایه گذاری خارجی را می توان مشاهده نمود و حتی می توان این بند تشویقی را طوری طراحی کرد که هزینه های انجام شده بعدا سرشکن شوند (در واقع همچون یک وام اولیه سرمایه گذاری تلقی گردد). در واقع هزینه ی گزاف زمین و آماده سازی آن در محاسبات اقتصادی امکان سنجی پروژه سرشکن شده تا سبب سرازیر شدن سرمایه ها جهت راه اندازی واحد های تولیدی و کاهش نرخ بیکاری و افزایش درآمد زایی برای کشور گردد.
در توضیحات فوق میتوان پی برد که موارد استراتژیک مهم ذیل را در کشور عملی کرد تا منفعت ملی حاصل شود:
نخست به رسمیت شناختن سهم بالا برای شرکت های سرمایه گذار و صدور مجوزات بدون حساسیت های سیاسی، باعث می گردد که صنایع با برچسب مالکیت خارجی در ایران در جوار سایر تاسیسات تولیدی ایرانی قرار گیرند و در مواقعی نظیر مناقشات سیاسی و یا حتی جنگ به عنوان سپری دفاعی و یا حتی کانالی برای دور زدن تحریم ها برای سایر صنایع مرتبت مورد استفاده قرار گیرند. ورود تکنولوژی های جدید به این واسط نیز دور از انتظار نیست.
همچنین می توان با این استراتژی تشویقی خاص، سرمایه گذاران بخش تولید آب با تکنولوژی های مختلف و بخصوص شیرین سازی آب دریا را تشویق به راه اندازی واحد های تولیدی و فروش آب به دولت کرد و به گونه ای برنامه ریزی نمود که بحران آب در کشور که تهدیدی استراتژیک و مهم محسوب می گردد، مدیریت شود.
همچنین نباید فراموش کرد که پتانسیل فوق العاده ای برای سرمایه گذاری در کشور وجود دارد. از جمله می توان به حدود 2000 کیلومتر ساحل جنوبی کشور اشاره کرد که همجواری با منابع خوراک و مبادی واردات و صادرات از اصلی ترین مزیت های آن است.
این نوشتار تنها خلاصه ای از تاثیرات مثبت کاهش ارزش پول ملی و استفاده از آن به عنوان یک فرصت کلیدی بوده و می توان با تشکیل تیم های کارشناسانه و فنی ، آنرا تقویت کرده و در بسیاری از موارد به نفع اقتصاد و کیان کشور بکار برد. نباید این مسئله را فراموش کرد که ارز آوری و افزایش اشتغال تنها یکی از دست آورد های طرح های اینچنینی است و منافع مهم دیگری همچون انتقال تکنولوژی های نوین به داخل کشور و همچنین استفاده از تجریبات نیروهای متخصص انتقال دهنده ی این تکنولوژی ها، از دیگر مزایای مهم این طرح می باشد.
نوشته شده توسط: عمار قاسمیان عزیزی